فلاش بك
فرشته اي بنام محیا
محیا یعنی زندگی و زندگی یعنی انتظار

سلام به همه

اين مطلب را براي يادبود عزيزي مينويسم كه رفتن او و اومدن من يه جورايي به هم ربط پيدا كرد، چون

داستانش يه كم طولانيه و خوندنش هم مثل نوشتنش ممكنه يه غمي تو دلتون بياره، داستان كاملش

رو تو ادامه مطلب مينويسم، اگه حوصله درد دل شنيدن داريد بفرماييد تو!

رمز مطلب 1389 هست و منم منتظرتون هستم. اگه خونديد دوست دارم در موردش نظر بديد.



ادامه مطلب...
موضوع : فلاش بك

نوشته شده در تاريخ 21:40 | چهارشنبه 24 مهر 1392 توسط محیا کوچولو

سلام به همه

پارسال همين موقع ها ماماني و بابايي كه تازه منو شناخته بودن، تلاش ميكردن با چهره من آشنا بشن و ببينن بالاخره خدا

چي بهشون هديه داده!  ماماني كه تا اون موقع هنوز در وجود من شك داشت!

اولين بار كه همگي باهم رفتيم آتليه 3/9/1389 بود، ولي عكاسش وارد نبود و يه عكسي از من  گرفته كه نه ماماني و بابايي

و نه خودم تا حالا چيزي ازش نفهميديم!

حالا عكسمو ميذارم كه يادي از اون روزها شده باشه، چيزهاي جالب اين عكس توضيحاتشه كه نوشته:

يه ني ني كوچولوي سالم ٨ هفته اي با 17 ميليمتر قد و ضربان قلب 174 در دقيقه!

محيا ملكي



موضوع : فلاش بك

نوشته شده در تاريخ 23:10 | چهارشنبه 23 آذر 1390 توسط محیا کوچولو



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





موضوع : فلاش بك

نوشته شده در تاريخ 21:48 | يکشنبه 6 آذر 1390 توسط محیا کوچولو

سلام به همه

روز عرفه سال 1389 براي من و ماماني و بابايي يه روز خاص بود،

با اينكه من حدود دو ماه بود كه كنج دل ماماني براي خودم يه خونه‌ي كوچولو ساخته بودم، ولي هيچ كس

بجز خدا از وجودم خبر نداشت، تو اون تاريكي و سكوت تنها دلخوشيم اين بود كه خدا منو فراموش نكرده،

اون روز ماماني و بابايي تو راه آزمايشگاه از كنار جمعيتي رد شدن كه تو خيابون اصلي شهر نشسته بودن

و دعاي عرفه را زمزمه ميكردن، ماماني و بابايي هم تو دلشون يه ناراحتي داشتن و يه اضطراب،

داستان ناراحتي شون را بعدا ميگم ولي اضطرابشون مربوط به من بود،

چند ساعت بعد، وقتي برگه نتيجه آزمايش دست ماماني و بابايي بود، تازه اونا فهميدن كه يه فرشته

قراره بياد و رنگ و طعم زندگيشون را عوض كنه، بعدش هر سه نفرمون خوشحال شديم!

اونا خوشحال بودن كه خدا منو بهشون داده و منم خوشحال بودم كه تنهايي هام به اندازه داشتن يه

ماماني و بابايي مهربون كم شده، خدايا شكر بخاطر همه خوبي هات...



موضوع : فلاش بك

نوشته شده در تاريخ 11:56 | چهارشنبه 18 آبان 1390 توسط محیا کوچولو
صفحه قبل 1 صفحه بعد
معرفي محيا كوچولو

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

موضوعات

دوستاي گل محيا

آمار وبلاگ










0.10968279838562