فرهنگ لغات
فرشته اي بنام محیا
محیا یعنی زندگی و زندگی یعنی انتظار

ضمن تبريك ماه مهماني خدا به دوستاي گلم و التماس دعا

يه مدتيه كه ميخواستم فرهنگ لغات جديد منتشر كنم ولي اينقده كلمات و جملات زياد متنوع شده كه قابل جمع آوري نيست!
ولي بعضي از موارد جالب را معرفي ميكنم:

دانگشاد آزاد (DanGoshad Azad): دانشگاه آزاد

بانک: هرجایی که یه تابلوی بزرگ داشته باشه! البته بجز بانک ملت که آرم و علامتش رو میشناسم

دش شما: دست شما درد نکنه!

لطفا ...

ببخشید...

تشريف بياريد بالا!

دستت درد نکنه

پرنده پرواز ميكنه

رخت پهن بكنيم

خسته شدم

حوصله سر رفت

خوشم نمیاد

درد گرفتم!

سرم درد گرفتم!

مامانی دوستت دارم

فکر کنم ...

یه کم داغه!

با عروسکا: عزیز بشی، ناناز بشی

منو تنها نذار

تو رو خدا بخر

چشمات چقد قشنگه

به نام خدا

انتخاب كنم

ماماني كوجا بودي؟

صدبار ميپرسم چي گفتي؟

لذت ميبرم!

 

و يك مكالمه جديد و مكرر اين روزها:

محيا: ماماني مم ميخواستم!

ماماني: خراب شده!

محيا روزي هزار بار: ماماني خوب شده؟

ماماني: نه خوب نشده!

محيا: تو رو خدا مم ميخواستم!

ماماني: شايد خوب بشه!

محيا: ايشالله خوب ميشه!

و ....

 مثل اينكه اين خرابي ديگه درست نميشه و من آروم آروم دارم مهمترين وابستگي غذايي به ماماني رو ترك ميكنم!

يا بهتر بگم ترك كردم!

نكته ديگه اينكه با هر كي يه كم صحبت ميكنم ميگه من لهجه اصفهاني دارم!! عجيبه ها!



موضوع : فرهنگ لغات

نوشته شده در تاريخ 13:36 | جمعه 21 تير 1392 توسط محیا کوچولو

سلام به همه!

گفته بودم من يه كلمه كليدي و مهم دارم كه هر كجا در فرهنگ لغاتم، براي چيزي واژه‌اي پيدا نميكنم، اون چيز ميشه:

 

«دون دون!»

 

حالا ماماني و بابايي موندن من اين كلمه رو از كجا ياد گرفتم و چجوريه كه هرجا يه چيز جديد ميبينم، اسمش ميشه دون دون!

 

 



موضوع : فرهنگ لغات

نوشته شده در تاريخ 20:46 | جمعه 11 اسفند 1391 توسط محیا کوچولو

آبه: خوابه

آبي

آي لوبيا!: I Love You!

الهم دلللالا محمد و ال محمد: صل علي به صورت چندين بار دللا لا تكرار ميشه!

ابو: ابرو

اس ام اس: پيامك!

ادس: عكس

اردك

اسب

اول

اي يا: خيار

بَ شَني: بستني

بابابزرگ

بانك

ببر

برنج

بسه!

پاشو!

بيا

بيا ديگه!

بيني

پروانه

پوشك

تدبچه: تربچه

تولد

تموم شد

جعبه

جيب

چطوري؟

خرس

خمير

خونه

چشم

دادر: چادر

داغه / سرده / يخه

دارو: كه خوردنش قبلا با جنگ و دعوا بود ولي جديدا سعي ميكنم در خوردنش بيشتر همكاري كنم!

دلام: سلام

ددن: دهن!

دوربين

راكت (بدمينتون)

روشن/خاموش

زرافه

شير

صورتي

عوضي! : فكر بد نكنيد، واژه جديدي براي پوشك! يا عوض كردن پوشك!

عينك

غاز

غال غال: پرتقال

فيل

قاييم

قرمز

قشنگ

قطار

كارت: هر نوع كارت بانكي و يا خود دستگاه عابر بانك

كلم

كمك

كنترل

كي بود؟

كيف

گوجه

گوش

گوشي

لوبيا

ماشين

مامان بزرگ

مرغ

ميدون: ميمون

نداد: مداد

نساك: مسواك

هويج

يه دونه

و ... يه كلمه مهم و چندمنظوره كه تو پستاي بعدي ميگم!



موضوع : فرهنگ لغات

نوشته شده در تاريخ 0:43 | شنبه 5 اسفند 1391 توسط محیا کوچولو

انور (anor): انار

انّور (annor): انگور

ققا (اولا ميگفتم):حالا ديگه ميگم غذا

اووه (oovvah): براي بيان تعجب از زياد بودن چيزي، ماماني بعضي وقتها كه پوشك منو باز مي‌كرد ميگفت اووه!

حالا منم ياد گرفتم به محض باز شدن پوشك ميگم اووه! پر ياخالي فرق نميكنه! اووه!

بارني: شخصيت عروسكي

باطري

بالون يا بالدن: بالكن

بده

بگير

بلي يا بله: در جواب چند سوالي كه دوستشون دارم! نه: در جواب بقيه سوالات!

بنّامه: برنامه كودك تلويزيون

بي: بيسكوييت

بيا

بياو: پياز

بيرون: همون بيرون رفتن

پوتي: روم به ديوار پي پي! البته بعد از وقوع!

جارو

جياب: جوراب

چجوري؟

حله: حلقه هاي هوش

خيار

دايي: چايي

دو: دوغ

دوباره

ديش: روم به ديوار جيش!

سنگ

غاز

قان: ماشين يا رانندگي

كباب: باديدن مغازه قصابي، گوشت گوسفند يا مرغ به صورت خودكار اين كلمه تكرار مي‌شود

كتاب

لوبي: لوبيا

ماهي

محيا!

مداد

ممنون

مونك: موشك (البته موشكاي كاغذي ساخت بابايي!)

مينّي: سيب زميني

ميوميو: پيشي يا گربه!

ني ني

هاپو



موضوع : فرهنگ لغات

نوشته شده در تاريخ 23:51 | شنبه 11 آذر 1391 توسط محیا کوچولو

سلام به همه!

 چند روزه داريم همگي تو خونه فكر ميكنيم كه من تا حالا چه كلمه هايي رو ميتونم بگم و چه بازيهايي رو ياد گرفتم و از اين چيزا!

حالا يه ليست درست كرديم كه يادگاري 15 ماهگي بمونه:

آب

آبه به معني حموم!

آره

آلو

افتاد

الو  (وقتي تلفن جواب ميدم!)

الله ابر (الله اكبر)

الا... (با آهنگ صلوات، كه بقيه اشم اگه حال داشته باشم ميگم!)

بابا

باد

بادون (بادوم)

باز (باز كردن چيزي)

بازي

بالا

برنامه

بريم

بله

بيدون (بيرون)

پايين

پسته

تب تاب (لپ تاپ)

تِتاب (كتاب)

توپ

توتو

دا (داغ)

د َ دَ

زيتون

علّو (به معني عروسك)

كبش (كفش)

گردو

گوجه

ما (ماست)

مامان

ميام

نون

هلو

 

بازيهايي كه بلدم:

عمو زنجير باف

كلاغ پر 

يه كمي اتل متل توتوله!

تاب تاب عباسي!

 

صداي حيوونايي كه بلدم؟

كلاغه ميگه؟!

ببعي ميگه؟!

گاوه ميگه؟!

پيشي ميگه؟!

هاپو ميگه؟!

خروسه ميگه؟!

 

دست دادنم بلدم، یعنی هر کی بیاد جلو بگه یاالله! من سریع باش دست میدم!

البته بعضي هاشون خيلي جديد نيست ولي گفتم بنويسم كه يادم نره!



موضوع : فرهنگ لغات

نوشته شده در تاريخ 16:29 | پنجشنبه 9 آذر 1391 توسط محیا کوچولو
صفحه قبل 1 صفحه بعد
معرفي محيا كوچولو

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

موضوعات

دوستاي گل محيا

آمار وبلاگ