فرشته اي بنام محیا

محیا یعنی زندگی و زندگی یعنی انتظار

روياي سي و چهار ماهگي!

1393/2/6 21:50
نویسنده : محیا کوچولو
884 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه!

 خوبین ایشالله؟

من این روزها دارم احساس بزرگ بودن و بزرگ شدن میکنم، البته هرجا به نفعم باشه میشم جزو آدم بزرگا!

و هرجا به ضررم باشه میگم من هنوز کوچولوام! و داستانهایی داریم.

آخر هفته ها دو سه بار رفتیم جنگلهای حیران و مهمون خاله و عمو بودیم! جاتون خالی دیروز هم رفتیم.

اونجا از دیدن طبیعت و آدمهای مختلف خیلی لذت میبرم و بهم خوش میگذره!

شدیدا به مهمونی رفتن علاقه دارم ولی خیلی جور نمیشه!

هفته ای دو روز با پرستارم و نی نی کوچولوش هستم که یه کم نق نقو هستش!

بعضی روزها با بابایی دانشگاه و ورزش میرم و خودم هم یه کم لجباز و نق نقو شدم!

مهارتهای شعری و گفتاری من روز به روز بیشتر میشن و البته شیرینکاریها!

مثل بحث با مامانی سر اينكه بابايي همسر هر دو تايي مونه!

یا بحث سر نحوه دستشویی رفتن!

دعوا سر کار با کامپیوتر و تبلت و گوشی و...!

 

اینجا هم آلاچیق (یا همون لمه) عمو و خاله تو جنگله و مراسم راه اندازی بخاری سنتی هیزمی شون که

با کمک هم روشنش کردیم و اون روز سرد و بارونی بهار با مهمونای خارجی شون خاطره شد برامون!

پسندها (1)
نظرات (8) ارسال نظر
امیررضا
13 اردیبهشت 93 15:04
سلام به محیا جون و عمو و خاله جون دلمون واستون تنگ شده همیشه به سفر
مامان تارا و باربد
14 اردیبهشت 93 12:13
هزار تا بوس برا محیال خانمی که داره بزرگ میشه خوش بگذره عزیزم
نرگس مامان کوروش
14 اردیبهشت 93 16:39
چه عکس قشنگی گرفتی محیا خانوم. ;-) چه بحث های فلسفی هم میکنی ماشالله!:-o مواظب خودت باش خانوم خوشگل. بوس :-*:-*
مامان رومینا
14 اردیبهشت 93 18:47
سلام محیا کوچولوی شیرین زبون...خوبی خاله؟با تاخیر اومدم سال جدیدو بهت تبریک بگم ما چند وقت درگیر بودیم ی کم هم خودمون تنبلی کردیم بعد مدت ها تونستیم بیایم این ورا... ایشالا که همیشه لبت خندون باشه عزیزم
عاشق باران (خاله ی آبنبات)
18 اردیبهشت 93 23:22
مامانی
24 اردیبهشت 93 8:18
سلام بر اهالی وبلاگ محیا خانوم اگه شوهر من بدونه شما تو خونتون کبک دارید دست به دامنتون میشه اگه ندادید اقدام به سرقت میکنه عاشق کبکه و البته عاشق شکار کردنشون اونم تو طبیعت
فریبا
3 خرداد 93 10:20
خوش بحالتون که به این مناطق زیبا نزدیک هستین از طرف ما هم نفس عمیق لطفا
نوشین مامان آریا
3 خرداد 93 11:53
عزیزم با اون شیرین زبونیت وای چه جای قشنگی به ما هم سر بزن خوشگل خانم