فرشته اي بنام محیا

محیا یعنی زندگی و زندگی یعنی انتظار

روياي سي و پنج ماهگي!

1393/3/4 18:01
نویسنده : محیا کوچولو
891 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه!

ما هستيم و كمرنگتر از گذشته هم شديم.

آخرين ماه دو سالگي شروع شده و كمتر از يك ماه با سه سالگي فاصله دارم.

اين روزها اينقدر در كارها و مهارتهاي زندگي كوچولوي خودم پيشرفت دارم كه تقريبا ميشه گفت از كودكي دارم درميام!

آخر هفته هاي بهاري رو تقريبا در دل طبيعت جنگل و دريا مي گذرونيم از زيباييهاي طبيعت لذت ميبريم با دوستا و همكاراي بابايي و ماماني!

آستارا، گردنه حيران، جنگل گيلده، اسالم و... اين روزها خيلي خوب و ديدني هستن، شما هم كاشكي بيايد.

شيرين زباني ها و چرب زبانيها و حاضرجوابيهاي من اين روزها ماماني و بابايي و همكاراي دانشگاه رو خيلي سورپرايز ميكنه!

چند تا از نمونه هاي حاضرجوابيهاي من:

ماماني: محيا بيا بريم حموم،‌ محيا: نه الان وقتشو ندارم!

ماماني: به بابا بگو لطفا اب بده، محيا:نه الان حوصلم نمياد!

موقع ديدن ماشين عروس: مامان كي عروس ميشي؟

در مورد اينكه الان بابا كجاست و چكار ميكنه: بابا الان يا مرده يا خوابه!

موقع صحبت كردن با پسربچه اي كه تركي صحبت ميكرد: چي مي گي؟ حرف بزن!

موقع ديدن مامان بعد از دو روز دوري: ماماني: دلت براي مامان تنگ شده بود؟ محيا : نه من فقط به خودم فكر ميكردم!

ضمنا به زبانهاي انگليسي و تركي هم به روش خودم خيلي جالب حرف ميزنم!

چندتا از عكساي اين ماه:

 

 

 

 

 

پسندها (2)
نظرات (4) ارسال نظر
مامانی
19 خرداد 93 15:30
همیشه به تفریح این عکس وسطی خیلی با نمکه با اون روسریش
مامان تارا و باربد
20 خرداد 93 12:47
چه خانمی شدی شیرین زبون بلا می بوسمت
مامان
16 مرداد 93 4:17
یه عکس ازش گذاشته بودی اون اولا توی بغل باباش بود گردن نمیتونست بگیره توی این آغوشها بود گمونم وقتی میگم محیا یاد اون عکس میافتم !
ĸoѕαr
20 اردیبهشت 94 16:07
سلام خاله مهربون خوبی خاله عزیز؟ نینی نازتون چیکار میکنن؟ خدا برات نگهش داره ووووییییی چه خوشگله قربونششششش از طرف من ببوسش گلم زود زود بهمون سر بزنین عزیزم با نظرات شما من کلییییی انرژی میگیرم منتظرتونیماااا