حالا معلما.. آ... آ... !
سلام به همه! امروز از وقتي كه به ماماني زنگ زدن و براي مراسم روز معلم دعوتش كردن، ماماني خيلي خوشحال شد! آخه گفته بودن تو مراسم قراره يه كارت هديه بدن كه ماماني عاشقشه! خلاصه عصر منو ماماني و بابايي رفتيم مراسم، همونجا دم در سالن كه ماماني هديه شو گرفت، من شروع كردم به گريه و جيغ و فرياد كه اون آقاي مسؤول مراسم بهمون گفت، خوب شما بخاطر بچه بهتره بريد، هديه تون رو هم كه گرفتيد! ماماني و بابايي خجالت زده از رفتار هوشمندانه من بدون شركت در مراسم، هديه رو گرفتن و برگشتيم خونه! امروزم براي خودش روزي بود، منم روز معلم رو به همه معلماي گل ني ني وبلاگي و غير ني ني وبلاگي تبريك ميگم!
نویسنده :
محیا کوچولو
23:10








