محيا کوچولومحيا کوچولو، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره
امیرنیکان کوچولوامیرنیکان کوچولو، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
پسرعمه پوریاپسرعمه پوریا، تا این لحظه: 9 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره
دخترخاله سارینادخترخاله سارینا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

فرشته اي بنام محیا

چه مزه اي بود بابايي؟

1390/8/2 7:59
نویسنده : محیا کوچولو
1,008 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه

ديشب بابايي بعد از يه روز پركار اومده بود خونه و ميگفت ميخوام با محيا كوچولو بازي كنم، منم كه تازه شير

خورده بودم، گفتم بابايي بذار اول من يه آروغ درست حسابي بزنم بعد بريم بازي! ولي كو گوش شنوا؟

بابايي شروع كرد به بالا پايين كردن من، حالا من هي سعي ميكنم خودمو كنترل كنم تا بابايي دست از سرم

برداره، ولي بابايي ول كن نبود!

بازي هاي من و بابايي ادامه پيدا كرد تا اينكه در يك لحظه چشم تو چشم هم شديم،

براي چند لحظه نگاهمون به هم گره خورد،

و ناگهان ...

و ناگهان نفهميدم چي شد، يهو ديدم هرچي شير خورده بودم، داره از سر و صورت بابايي ميريزه پايين!

واقعا چه صحنه اي بود!

بابايي! من و ماماني كه بهت گفتيم الان وقت بازي نيست، خودت گوش نكردي!

راستي بابايي جون نگفتي اين شيرهاي فرآوري شده خوشمزه بود؟!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

مامان پارساجونی
2 آبان 90 23:31
واااااااااای.تا این بابایی این قدر سر به سرت نذاره...
رادین کوچولو
3 آبان 90 13:40
ببخشید هول کردم. نظر قبلی که بی نام بود مال رادین بود!!!
مامان باران
3 آبان 90 16:18
محیا گلی فکر کنم دیگه بابایی با این کار تو خستگی از تنش در اومد....
رضا جونی و من بابایی
3 آبان 90 18:49
سلام بعد از یک مدت امروز من و بابایی رضا جونی به وبلاگ تون سر زدیم و حسابی خندیدیم. شاد باشید
مامان امیرمسعود (خپول)
4 آبان 90 13:17
محیا: بابایی چرا هر چی می گم گوش نمی دی. بابایی: آخه من فقط می دونم دوستت دارم. محیا: منم دوستت دارم بابایی
مامان محمد پارسا
5 آبان 90 14:35
سلام گل خاله وای وای عیبی نداره گلم اینجوری بابایی متوجه شد به حرف کوچولوها هم باید اهمیت داد
مامان پارسا جون
5 آبان 90 15:31
عجب صحنه ای بوده طفلی بابایی به جاش ازین به بعد میدونه که کی با محیا جون بازی کنه.
هدیه جووووووووون
7 آبان 90 9:05
سلام به این میگن شیرینکاری
منامامان الینا
7 آبان 90 9:08
از دست این فینگیلیها و شیرین کاریهاشون اول صبح کلی خندیدم!